الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
130
الغدير ( فارسى )
لذيذ يافته است ، از عبد الرحمن كه احاديثش ثابت نيست و چنان كه ابن عبد البر گفته ، سخنش قابلاعتماد نيست ، نيز نقل شده است . آيا نظير اين خرافات را جز به مثل چنين اشخاصى ، آن هم با اين اسنادهاى نارسا مىتوان روايت كرد ؟ و آيا مىدانى كه العياذ بالله كدام بيعت ستمگرانه را پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيعت هدايت ناميده است ؟ بيعتى كه حكومتى را تجويز مىكند كه قرآن كريم از آن تنفّر دارد و پيغمبر اصحاب خود را به پيكار با دارندهء چنان حكومتى تشويق مىكند ، و همه مىدانيم كه بيعت اين آزادشدهء فرزند آزادشده ، چيزى است كه براساس تبرّى از ولايت كبراى أمير المؤمنين - كه خدا بدان دين را تكميل فرموده و نعمت خود را بر مردم تمام كرده و آن را با ولايت خود و پيامبرش مقرون دانسته - صورت گرفته است ، بيعتى كه فساد آن اسلام را دربرگرفته و در دل هوادارانش بذر گناهان را افشانده است ، حلال را با حرام درآميخته و اموال و خون مردم را بر آزاد شدگان و نفرينشدگان مباح كرده است ، و سرانجام بر عترت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و امّت وى تا به امروز مصيبتها فراهم آورده است . مشورت پيامبر با معاويه ، به فرمان الهى ! 32 - ابن عساكر نقل مىكند كه أبو بكر محمّد بن محمّد و او از أبو بكر محمّد بن على و او از أبو الحسين أحمد بن عبد اللّه و او از أحمد بن ابى طالب و او از أبو عمرو سعيدى و او از على بن روح و او از على بن عبيد عامرى و او از جعفر بن محمّد انطاكى و او از اسماعيل بن عياش و او از تمام بن نجيح اسدى و او از عطاء و او از ابن عمر روايت كرده كه گفته است : من با پيغمبر نشسته بودم و دو نفر از اصحاب هم حضور داشتند . فرمود : هرگاه معاويه پيش ما بود ، در برخى كارها با او مشورت مىكرديم و به نظر مىرسيد كه چندان بىارتباط با آن دو نبود . آنگاه فرمود : به من وحى رسيد كه در پارهاى از امور با پسر ابو سفيان مشورت كنم و خدا بهتر مىداند . « 1 »
--> ( 1 ) . اللئالى المصنوعة ، سيوطى : 1 / 421 .